شرق تهران؛ بستری که پروژه در آن معنا پیدا میکند
شرق تهران در دو دهه اخیر از یک پهنه صرفاً خوابگاهی و متراکم، به تدریج به یکی از قطبهای سکونت طبقه متوسط رو به بالا تبدیل شده است. اگر در گذشته تمایل بازار به سمت شمال شهر و مناطق یک تا سه بود، امروز بخش مهمی از تقاضای واقعی مسکن به سمت مناطقی آمده که هم به شریانهای اصلی دسترسی دارند و هم هنوز ظرفیت نوسازی و رشد قیمتی دارند.
منطقه ۸ تهران، جایی که دردشت در آن قرار دارد، دقیقاً روی یکی از این محورهای گذار قرار گرفته؛ نه آنقدر قدیمی و فرسوده که صرفاً بافت ریزدانه باشد، و نه آنقدر اشباعشده که دیگر امکان تعریف پروژههای شاخص در آن وجود نداشته باشد. همین «میانه بودن» باعث شده پروژههای بزرگمقیاس در این محدوده معنا پیدا کنند.
۲)محله دردشت؛ از بافت سنتی تا سکونت مدرن
دردشت در ذهن خیلیها یک محله قدیمی شرقی است، اما واقعیت امروز آن ترکیبی از بافت قدیمی و نوساز است. کوچههای باریک قدیمی هنوز وجود دارند، اما در کنارشان خیابانهای عریضتر، مجتمعهای جدید و ساختمانهای چندطبقه مدرن شکل گرفتهاند.
ویژگی مهم دردشت دسترسی است:
• نزدیکی به بزرگراههای اصلی شرق تهران
• دسترسی مناسب به مترو و حملونقل عمومی
• فاصله قابلقبول تا مراکز تجاری بزرگ شرق شهر
این یعنی ساکن پروژهای مثل رونیکا دردشت، هم از آرامش یک محله مسکونی بهره میبرد و هم از قطع نشدن ارتباطش با شریانهای حیاتی شهر.
از نظر خدمات شهری هم دردشت محله فقیری نیست؛ مدرسه، درمانگاه، مراکز خرید محلی، پارکهای شهری و شبکه کامل خدمات روزمره در دسترس است. بنابراین پروژهای که در این نقطه ساخته میشود، لازم نیست همه نیازهای زندگی را از صفر ایجاد کند؛ بلکه روی یک بستر آماده سوار میشود.
۳) چرا پروژههای بزرگ در چنین محلهای جذاب میشوند؟
در محلههای کاملاً لوکس شمالی، قیمت زمین آنقدر بالاست که پروژهها معمولاً کوچکمقیاس و فوقگران میشوند. اما در محلههایی مثل دردشت، سازنده میتواند زمین بزرگتری تجمیع کند و به جای یک ساختمان ۶ یا ۷ طبقه معمولی، یک مجموعه چندبلوکی با امکانات مشترک بسازد.
این تفاوت مقیاس، ماهیت زندگی را عوض میکند:
• بهجای یک راهروی ساده و چند واحد، لابی هتلینگ و فضای جمعی شکل میگیرد.
• بهجای یک حیاط کوچک، محوطهسازی و فضای سبز قابل استفاده ایجاد میشود.
• بهجای یک آسانسور معمولی، سیستمهای حملونقل عمودی پرظرفیت و استاندارد برجسازی استفاده میشود.
پروژهای مثل «رونیکا دردشت» دقیقاً از همین منطق استفاده میکند: آوردن استانداردهای زندگی برجگونه و مجتمعمحور به محلهای که هنوز ظرفیت رشد دارد.
۴) ایده اصلی پروژه رونیکا دردشت
منطق طراحی چنین پروژهای معمولاً بر سه پایه استوار است:
1. تمرکز امکانات در داخل مجموعهیعنی ساکن برای بخش بزرگی از نیازهای روزمرهاش لازم نباشد از مجموعه خارج شود: ورزش، تفریح، گردهمایی، فضاهای نشستن و تعامل.
2. تفکیک حریم عمومی، نیمهعمومی و خصوصیاز خیابان که وارد میشوی به لابی میرسی (عمومی کنترلشده)، بعد به طبقات مسکونی (نیمهخصوصی) و در نهایت به واحد خودت (خصوصی کامل). این لایهبندی حس امنیت و کیفیت سکونت را بالا میبرد.
3. استفاده حداکثری از زمین از طریق ساخت عمودیبهجای پخش شدن افقی، ساختمان به ارتفاع میرود تا هم فضای باز بیشتری روی زمین باقی بماند و هم تعداد واحد اقتصادیتر شود.
5) تجربه ورود؛ از خیابان تا واحد مسکونی
در پروژههای معمولی، ورود یعنی یک در، یک راهپله یا آسانسور و تمام.اما در پروژههای شاخص، «ورود» خودش یک تجربه طراحیشده است.
در سناریوی رونیکا دردشت:
• ورودی سواره و پیاده تفکیک میشود.
• نگهبانی و کنترل دسترسی در لایه اول قرار میگیرد.
• لابی وسیع با نور طبیعی، مبلمان و کانتر پذیرش نقش ضربهگیر بین شهر شلوغ و فضای آرام داخلی را بازی میکند.
این فضا فقط محل عبور نیست؛ محل مکث، انتظار، ملاقات کوتاه و شکلگیری حس تعلق به یک مجموعه است.
۶) امکانات مشترک؛ هسته اجتماعی پروژه
وجود فضاهایی مثل:
• سالن ورزشی
• سالن اجتماعات
• فضای بازی یا نگهداری کودک
• اتاق چندمنظوره یا مطالعه
باعث میشود پروژه صرفاً محل خوابیدن نباشد، بلکه به یک «زیستمحیط داخلی» تبدیل شود.
در چنین حالتی همسایهها فقط آدمهایی پشت درهای بسته نیستند؛ امکان تعامل کنترلشده و انتخابی به وجود میآید. این موضوع مخصوصاً برای خانوادههایی که زمان زیادی را در محله خود میگذرانند ارزشمند است.
۷) واحدهای مسکونی؛ بین تراکم و کیفیت
در پروژههای انبوهسازی بیکیفیت، تعداد واحدها اولویت اول است.اما در پروژهای که میخواهد برند بسازد، تعادل مهم است: • پلانهای بدون فضای پرت
• نورگیری مناسب از یک یا دو جبهه
• تفکیک فضای خصوصی (اتاقها) از فضای عمومی (پذیرایی)
اگر این اصول رعایت شود، حتی واحدهای متراژ متوسط هم حس تنگی نمیدهند و برای زندگی بلندمدت مناسب میشوند، نه فقط برای سرمایهگذاری کوتاهمدت.
۸) سازنده و مفهوم «برند ساختمانی»
در بازار امروز، اسم سازنده کمکم شبیه برند خودروساز یا سازنده لوازم الکترونیکی عمل میکند. خریدار فقط متر و قیمت نمیخرد؛ «اعتماد به کیفیت اجرا و تحویل» را میخرد.
سازندهای که چند پروژه موفق و تحویلشده داشته باشد:
• راحتتر پیشفروش میکند
• قیمت واحدهایش سریعتر رشد میکند
• و در بازار دستدوم نقدشوندگی بهتری دارد
بنابراین در ارزیابی رونیکا دردشت، بررسی سابقه و خوشنامی سازنده تقریباً به اندازه بررسی نقشه واحد مهم است.
۹) منطق سرمایهگذاری در چنین پروژهای
خرید در مرحله پیشفروش معمولاً روی دو ایده سوار است:
1. خرید ارزانتر از قیمت روز تحویل
2. رشد قیمت همزمان با پیشرفت فیزیکی پروژه
اگر پروژه طبق برنامه جلو برود، خریدار عملاً از «زمان» سود میگیرد. هرچه ساختمان به تکمیل نزدیکتر شود، ریسک کمتر و قیمت بالاتر میرود.
در محلهای مثل دردشت که هنوز ظرفیت نوسازی و ارتقای کیفیت دارد، این رشد میتواند دو لایه باشد:
• رشد ناشی از تکمیل خود پروژه
• رشد ناشی از بهتر شدن چهره و ارزش کل محله
۱۰) جمعبندی بخش اول
رونیکا دردشت را نمیشود فقط یک ساختمان دانست.این پروژه تلاش میکند سه چیز را همزمان ارائه دهد:
• کیفیت فضایی بالاتر از میانگین محله
• امکانات متمرکز و سبک زندگی مجتمعمحور
• فرصت سرمایهگذاری مبتنی بر پیشفروش در محلهای رو به رشد